سینما و ماورا …

سه شنبه, خرداد ۳۰م, ۱۳۸۵

>

سینما و ماورا عنوان برنامه‌ای است که چند وقتیه از شبکه چهار سیما پخش
میشه.

قسمت گذشته این برنامه رو از طریق رایانه و با استفاده از کارت تی‌وی
دیدم. یکی از خصیصه‌های کارتهای تی‌وی نمایش کامل کادر صفحه هستش. نکته جالبی که در
وله‌های برنامه سینما و ماورا وجود داشت یک آدرس اینترنتی در گوشه بالایی سمت راست
بود که نوشته بود: www.onyx.tv البته چون
تلویزیونهای معمولی کادرشون محدود هست این نوشته فقط در کارت تی‌وی مشهوده.

ظاهراً کارگردان برنامه بهمن شروان هستش که خودش در کار وله و …
حرفه‌ایه، به نظر شما این یعنی چی؟

 

سینما و ماورا src="http://tasnem.persiangig.com/img/cinema_mav.jpg"
align=baseline border=0>

وال سوار

جمعه, خرداد ۲۶م, ۱۳۸۵

>

Whale Rider 

وال‌سوار داستانی زیبا و انسانی از عقاید یک قبیله مقیم نیوزلند است. آنها عقیده دارند افرادی از قبیله آنها که قدرت خاصی دارند هر چند مدت یکبار ظهور می کنند و سوار بر وال یاد اجدادشان را زنده می کنند. فیلم داستانی جذاب و گیرا دارد که سهم موسیقی بیش از ۵۰ درصد است. موسیقی آرام و مرموز این فیلم بیننده را به عمق عقاید یک قبیله و به درون انسانهایی می برد که ارتباطی تنگاتنگ با طبیعت دارند.

نکته جالب در خصوص فیلم اینست که والهای به نمایش درآمده در ساحل ترکیبی از والهای حقیقی، ماکت وال و گرافیک رایانه‌ای(CGI) است.
دخترک بازیگر نقش Paikea نیز گفته که سکانسی که او سوار بر وال رهبر در دریا بوده ۱۵ تا ۲۰ مایل دور از دریا و با استرس فراوان انجام شده!
در کل وال‌سوار فیلمی انسانی و دوست داشتنی و البته جذاب و به‌یاد ماندنی است …
———————————
این فیلم درباره قبیله Māori که ساکن سواحل شرقی نیوزلند هستند ساخته شده است.
افراد این قبیله به داستان وال‌سوار معتقند و فردی به نام Ngāti Porou را همان وال‌سوار افسانه ای می دانند.
این فیلم اقتباسی از کتاب The Whale Rider است که در سال ۱۹۸۷ توسط Witi Tame Ihimaera نگاشته شده است.

راپورت‌های روزهای درسی! (۲)

چهارشنبه, خرداد ۲۴م, ۱۳۸۵

>

با کسب اجازه از مرحوم سپهری:

 

شب سردی است و من افسرده

درس سختی است و مغزی خسته

تیرگی هست و امیدی مرده

***

می خوانم تنها این اراجیف را

دور ماندند زمن فرمول‌ها

صفحه ای از گوشه دفتر افتاد

غمی افزود مرا بر غم‌ها

***

فکر تاریکی این مغز سیاه

ناگهان آمد تا با دل من

غصه ها ساز کند پنهانی

***

نیست امیدی که بگوید با من

می رسد آخر این تلخی‌ها

هر دم این بانگ برآرم از دل

وااای این درس چه‌قدر سنگین است!

راپورت‌های روزهای درسی! (۱)

سه شنبه, خرداد ۲۳م, ۱۳۸۵

>

با کسب اجازه از مرحوم سیاوش کسیرایی…

دلم از درس بیزار است
که درس اهرمن خو آدمی‌خوار است!
ولی آن‌دم کزین صفرهای پی در پی روان آدمی پاک است
ولی آن‌دم که مشروطی و خوشبختی را گاه پیکار است
فرو رفتن به کام درس شیرین است
همان بایسته لیسانس داری این است!


یافتن مطالب :