سریالی که بصورت قانونی در تورنت منتشر می شود!

چهارشنبه, تیر ۲م, ۱۳۸۹ |

اگر طی روزهای اخیر به سایت piratebay مراجعه کرده باشید،حتماً تغییر لوگوی سایت به یک عکس نظرتان را جلب کرده است. لینک دانلود سریال “Pioneer one” که توسط سازندگان بصورت ارجینال در تورنت قرار گرفته است!

قسمت نخست این سریال روایتگر مشاهده شی ای مجهول در فضاست که علت ظهورش مشخص نیست اما گمان می رود با تروریست ها مرتبط باشد. جالب آنجاست که در دقایق پایانی این اپیزود یک کامپوتر دهه ۸۰ را مشاهده می کنیم که دقیقاً به سبک و سیاق لاست اعدادی روی آن ظاهر می شود تا مثلاً ببینده را درگیر سریال کند اما متاسفانه این سریال و یا شیاد حداقل این اپیزود، فاقد شرایط لازم برای جذب بینندگان است و گمان نمی کنم پروژه موفقی از کار درآید.

این سریال که توسط VODO منتشر شده است، نخستین سریالی است که شما می توانید بصورت آزاد آنرا دانلود کرده و پس از تماشای آن به هر میزانی که تمایل داشتید به سازندگانش پول بدهید. VODO که اساساً در زمینه انتشار اینترنتی فیلمهای آزاد برای دانلود فعالیت می کند توان خود را برای فرهنگ سازی در این زمینه قرار داده و سعی دارد آثار بیشتری را نیز بدین صورت منتشر کند. کمپانی های عظیم فیلم سازی در حال حاضر و حتی با شرایط موجود در شبکه های p2p تمایلی به چنین سیستم عرضه ای ندارند. در این سیستم شما نخست فیلم را دانلود می کنید و سپس بر اساس حظی که از فیلم برده اید بصورت اختیاری مبلغی را در راستای تشکر از سازندگان پرداخت می کنید. کمپانی های فیلم سازی با آنکه دائماً در حال شکایت از افراد و شرکت های فعال در زمینه اشتراک گذاری فایلها هستند، به جای باور وضعیت فعلی اشتراک گذاری فایل در اینترنت، در تلاشند تا به جای وفق دادن خود با این شرایط اساساً صورت مساله را پاک کرده و به نحوی اجازه ندهند تاد هیچ فیلمی در اینترنت به اشتراک گذاشته شود. جالبست که بدایند مدیران piratebay هنوز درگیر پرونده قضایی شان هستند ولی از موضع خود کوتاه نیامده اند و همچنان جدیدترین فیلمهای روز دنیا در این سایت یافت می شوند.

سال گذشته نیز یک گروه موسیقی به هین صورت آخرین آلبوم خود را بر روی وب سایتش قرار داد و نتیجه نیز برایشان خوشایند بود!

مرتبط: دانلود این سریال +

حاتمی کیا، ده‌نمکی و سرنوشت عجیب مخملباف

سه شنبه, مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ |

حاتمی کیا - ده نمکی - مخملبافپس از نمایش اخراجی های۱، انتقادات فراوانی به آن وارد شد که برخی از آنها ادبیات بسیار تندی داشتند و حتی برخی از نقدهایی که توسط افراد شهیر سینمایی نگاشته شده بود؛ بیشتر به سخره گرفتن “مسعود ده‌نمکی بود” تا پرداختن به ضعفهای فراوان فیلم. همان روزها “فرج الله سلحشور” در مصاحبه با همشهری جوان،  انتقاداتی درباره فیلم و شخص ده‌نمکی بیان کرد که منجر به عصبانیت ده‌نمکی و نگاشتن متنی مبهم و تهدیدآمیز در وبلاگ شخصی ده‌نمکی شد. آنچه از نوشته ده‌نمکی قابل برداشت بود، تهدید به افشای مطالبی در خصوص شخص سلحشور و سریال یوسف پیامبر بود که تا آن زمان آماده پخش نبود. نوشته ده‎نمکی باعث کوتاه آمدن سلحشور و پس گرفتن حرفهایش به بهانه شیطنت همشهری جوان در شیوه انتشار مطلب، گشت.

خاطرم نیست که نظر حاتمی کیا درباره اخراجی های۱ دقیقاً چه بود اما آن‌قدر به یاد دارم که به آن بهایی هم نداد. پس از اکران اخراجی های۱ مطالب متعددی در خصوص حاتمی کیا و ده نمکی و  دیدگاه انتقادی حاتمی کیا درباره این فیلم منتشر شد که برخی نیز حاکی از اختلافات میان این دو بود که البته ده نمکی در پاسخ به این مطالب گفت که برای ورود به سینما با حاتمی کیا مشورت کرده و حرفهای دیگر که شاید می خواست با بیان آنها نقش حاتمی کیا را در ساخت اخراجی ها به نحوی نشان دهد. ده نمکی همان زمان گفت: “پس از ساخته شدن اخراجی‌ها، برخی افراد برای ایجاد اختلاف بین من و ایشان با استناد به مقاله‌ای که درباره فیلم «آژانس شیشه‌ای» نوشته بودم، قصد داشتند تا من را رودرروی شخصی مانند حاتمی‌کیا قرار بدهند.” داستان مقاله ای که ده نمکی به آن اشاره کرده مربوط به سال ۷۶ و اکران آژانس شیشه ای است. آن زمان ده نمکی سردبیر نشریه “شلمچه” بود و نشریه اش در آغاز اکران، موضعی انتقادی نسبت به فیلم گرفت ولی به سرعت تغییر مواضع داد و با تیتر “شیشه آژانس شیشه ای را نشکنید” به دفاع از فیلم پرداخت.

ده نمکی با این سوال که “آیا او نیز مخملباف دیگری است” بسیار مواجه شده که شاید بیان این سوال بیش از آنکه برای شنیدن پاسخ ده نمکی باشد، برای نمایان ساختن تشابهات این دو و البته تحقیر ده نمکی است. تشابه مخملباف بنیادگرای دهه ۶۰ که رفتارهای رادیکالش برق از سر می پراند؛ با ده نمکی عدالتخواه دهه ۷۰ با آن رفتارهای عجیبش و البته سابقه لباس شخصی اش! چیزی نیست که بتوان به راحتی رهایش کرد! ده نمکی در وبلاگش درباره مخملباف نوشته: “مخملباف ترک موتور می نشست و……به جان مردم می افتاد و این روشنفکر امروز زمانی می خواست نارنجک به دور کمر ببندد و مهرجوئی را منفجر کند” و در ذیل این مطلب تصویر زیر را منتشر کرده است:

در برنامه شب شیشه ای که حاتمی کیا مهمان رضا رشیدپور بود در انتهای برنامه، رشیدپور طبق روال از او خواست تا برای کلماتی که می گوید جمله ای بیان کند. در میان کلمات اسم ده‌نمکی و مخملباف هم بود! حاتمی کیا در مقابل نام مخملباف گفت : “خدا همه ما را عاقبت به خیر کند” و در مقابل نام ده نمکی جمله ای را با لبخندی معنی دار بیان کرد که نمایانگر کوچک شمردن ده نمکی بود.

ظواهر امر حاکی از ناخرسندی حاتمی کیا از ساخت فیلمهایی مشابه اخراجی ها است که می توان گفت پرداختی ضعیف نسبت به جنگ و آدمهایش دارند، آدمهایی که حاتمی کیا استاد به تصویر کشیدنشان است، نمایش خشم و طغیانشان چه در برابر دشمن و چه در برابر بی عدالتی هایی که به آنها شده است.

ظاهراً ده نمکی به دلایلی خاص همیشه این قدرت را داراست که بسیاری از منتقدان شهیر خود را با خود همراه کند. نمونه بارزش سلحشور بود که داستانش را عنوان کردم. اما مشخص نیست که راز همراهی حاتمی کیا با ده نمکی چیست البته اگر تنها حضور حاتمی کیا در لوکیشن اخراجی های۲ را همراهی بدانیم!

درگذشت سیف الله داد و سایه سنگین بازمانده

شنبه, مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ |

سیف الله داد خالق فیلم بازمانده درگذشت . . .

در این روزهایی که از نبود سیف اله داد می گذرد، بیش از آنکه نام “داد” گفته و شنیده شود، عنوان “بازمانده” بود که شنیده شد. هر جا که خبر درگذشت داد منتشر شد، ترک عنوان سیف الله داد عبارت “کارگردان فیلم بازمانده” آورده شد تا مستمع بداند که در حال شنیدن خبر مرگ کیست.

داد در عالم فیلمسازی ۳ فیلم بیشتر نداشت. گفته شده که در تدارک فیلم جدیدش بوده که مریضی امانش را بریده و همان ۳ فیلم حاصل عمر فیلمسازی اش بوده. اما بیش از فیلمسازی، داد را با دوران معاونت سینمای‌اش در وزارت ارشاد می شناسیم. خوب یا بد، ضعیف یا قوی، به‌هرحال مدیریت سینمای این مملکت دوره ای در دست “داد” بود و بسیاری به نیکی‌اش یاد می کنند.

غرض آن‌که باز شاهد جادوی سینما و اکسیرش هستیم که اگر داد تنها همان مسئول سابق مملکت بود عنوانی برای سربلندی و افتخار نداشت. شکی نیست که بازمانده همیشه یاد و نام او را زنده نگه خواهد داشت.

بودند کسانی که با بازیگران عرب غیرایرانی و در لوکیشنی خارج از کشور قصد داشتند تا بازمانده ای دیگر بسازند اما غافل از آن بودند که داستان بازمانده حقیقتی را در درون خود داشت که بدون آن اثرگذار نبود. حقیقتی که کودک فیلم نمادش بود، قهرمان فیلم حافظش بود و فیلم درباره همان بود! بازمانده جانمایه ای داشت که ضعفهای فیلم را هم پوشانده است.

صحنه ای که پدر و مادر کودک، یکدیگر را در آغوش می کشند به یاد دارید؟ همانی که علاوه بر بار عاطفی، شاید یکی از نقاط عطف فیلم بود.

شباهت کرباسچی و آل پاچینو!

سه شنبه, خرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ |

نگاهی به تصاویر زیر بیاندازید.

تصویر سمت راست جناب کرباسچی است و دو تصویر بعدی جناب آل پاچینو. ظاهراً غلامحسین خان با گذشت زمان روز به روز بیشتر به جناب آل پاچینو شبیه می شوند!

سقوط هواپیمای پرواز ۴۴۷ ایر فرانس

جمعه, خرداد ۱۵م, ۱۳۸۸ |

جریان سقوط دوشنبه هواپیمای ایرفرانس را که حتماً شنیده اید. همانی که در آغاز گمان می کردند ربوده شده و سیستمهای راداری آن نیز به عمد از کار افتاده، که پس از یکی دو روز قطعی شد که هواپیما در میان آبهای اقیانوس اطلس سقوط کرده است. مبدا پرواز ریو دوژانیرو در بزریل بود و مقصد پاریس٫ مدت پرواز معمول این مسیر ۱۱ ساعت است و از آن پروازهایی است که اصطلاحاً چیزی شبیه اقیانوس نورد به آنها اطلاق می شود. زمان بلند شدن هواپیما ساعت ۱۰ شب بوده و زمان ناپدید شدن آن ساعت ۲ و ۱۴ دقیقه صبح.

در تصویر زیر خط قرمز نمایانگر مسیر پرواز این هواپیماست و نقطه سفید محل احتمالی سقوط.

Approximate flight path of AF 447. The solid red line shows the actual route. The dashed line indicates the planned route beginning with the position of the last transmission heard

روز سه شنبه مقامات برزیلی اعلام کردند که هواپیمای شناسایی ردی از سوخت در محل احتمالی حادثه مشاهده کرده و پس از آنکه یک کشتی به محل اعزام شد بقایایی یافت شد که احتمالاً مربوط به  این حادثه است. بقایای مذکور شامل قطعاتی فلزی و غیرفلزی است که به ناچار و بدلیل یافت مواردی مثل یک توربین یا صندلی! به هواپیمای مذکور نسبت داده شده است.

لاست را دیده اید؟ اگر دیده اید حتماً برادر “چارلز ویدمور” را می شناسید، همانی که برای مخفی کردن جریان سقوط هواپیمای اوشیانیک یک مدل واقعی از هواپیما را در محل احتمالی حادثه و در زیر اقیانوس قرار داد و توانست به مقصود خود برسد.

حالا و در جریان هواپیمای ایر فرانس که حتی بقایای یافت شده قطعاتی فلزی است و حتی جنازه ای هنوز یافت نشده است چه فکر می کنید؟

می دانم که شاید منطقی به نظر نیاید ولی من اینگونه خیال پردازیها را به شدت دوست دارم و احتمال به حقیقت پیوستن آن نیز هست؛ هرچند که درصد این احتمال اندک نیز باشد!

مدخل این حادثه در ویکی پدیا: لینک(+)

پ.ن: گمان می کردم این خیال پردازی فقط در ذهن من شکل گرفته ولی ظاهراً بین دوستانی که پس از اتمام فصل ۵ لاست تشنه آغاز فصل ششم تا ۶ ماه دیگر هستند، اپیدمی است! این پست هم تا امروز بصورت پیش نویس در وبلاگم بود تا اینکه دیدم دیگران هم در این خصوص گمانه زنی کرده اند و جرات انتشارش را پیدا کردم!

نادانی نعمت است!

یکشنبه, فروردین ۳۰م, ۱۳۸۸ |

نخستین فیلم تریلوژی ماتریکس، درخشان‌ترینشان بود. ایده های مطرح شده در این فیلم و البته توضیحات مربوط به سیستم ماتریکس که مورفیس برای نئو بیان می کرد بسیار واقعی و دقیق بود. متاسفانه فیلمهای دوم و سوم(انقلابهای ماتریکس و ماتریکس ریلودد) نتوانستند خود را به فیلم نخست برسانند و این به آن معنا نیست که دومی و سومی ضعیف بودند؛ نه به هیچ وجه، بلکه در قیاس با نخستین ماتریکس و نبوغ سرشاری که در این قسمت به کار گرفته شده بود ضعیف می نمودند.

در قسمت نخست شخصیتی وجود داشت به نام اقای ریگان که مکان خارج شدگان از ماتریکس را به ماموران تحویل داد. در ازای این اطلاعات ذی قیمت، خواسته ریگان این بود که به ماتریکس بازگردد و هیچ چیز از این طغیانگری‌اش را به یاد نیاورد و البته فردی ثروتمند و معروف باشد! پیش از این خواسته، ریگان جملات جالبی به مامور اسمیت می گوید:

میدونی…

میدونم که این استیک وجود نداره

میدونم وقتی میذارمش توی دهنم

ماتریکس به مغز من میگه که آبداره و خوشمزه‌س

بعد از ۹ سال می دونی به چه نتیجه ای رسیدم؟

آه!

نادانی نعمت است!

سعدی نیز همین را پیش‌تر گفته بود:

اگر از عدیم زمین عقل منعدم گردد. . . . . گمان به خود نبرد هیچکس که نادان است

این قسمت از فیلم را ببینید:

شباهت گاه به گاه من به “بیل مورای” در “گلهای پژمرده” !

جمعه, اسفند ۲۳م, ۱۳۸۷ |

“گلهای پژمرده” یا همان “Broken Flowers” آخرین فیلم جیم جارموش تا ۲۰۰۹ بود. بازیگر اصلی این فیلم جناب بیل مواری است که یحتمل چهره سرد وبی روحش معرف دوستان هست! در این فیلم صحنه ای  وجود دارد که بیل مورای در میان جوانانی که در اثر شوق موسیقیایی! به زمین و هوا می پرند، آرام، با همان صورت بی روح و بی حالت در میان جمع ایستاده و مقابلش را می نگرد!

پس از دیدن این فیلم، بارها خودم را در این حالت دیده ام که اطرافیان به زمین و هوا می جهند و من بی حالت، در میانه یا کنار این جمع ایستاده ام که شاید این وضع من، آنان را آزار داده باشد. امروز باز هم این صحنه تکرار شد!

در فیلم دیگری، مشابه این صحنه وجود دارد که آن را هم پسندیده ام. می دانید کدام فیلم؟

فیلمنامه نیویورک؛ جز به کل (چارلی کافمن)

سه شنبه, اسفند ۲۰م, ۱۳۸۷ |

چارلی کافمن از آن دسته فیلمنامه نویسانی است که به راحتی می توان او را عجیب و غریب نامید! دو فیلم درخشان “جان مالکویچ بودن” و “درخشش ابدی یک ذهن پاک” گواه این مطلب است که هر دو فیلمهایی است که در آنها به پیچیدگی ذهن انسان اشاره شده است. داستان آخرین فیلم کافمن “نیویورک؛ جز به کل” بازهم مشابه دو فیلم ذکر شده، ذهنیات عجیب شخص اول فیلم را به نمایش می گذارد و در فضایی خاص رویدادهایی عجیب را روایت می کند. علاوه بر نگارش فیلمنامه، این فیلم نخستین تجربه کافمن در کسوت کارگردانی است. واضح است که فیلم چگونه از آب درخواهد آمد! کافمن در فیلمنامه هایش آنچنان فضاهایی را ایجاد می کند که سایه نامش(و یا امضای شخصی‌اش) روی فیلم خواهد بود و در این فیلم کافمن کارگردان اثر نیز هست!

ماهنامه فیلم نگار در شماره بهمن ماه۸۷ خود، فیلمنامه اولیه این فیلم را منتشر کرد. من هم که فصد کرده بودم آنرا در اینجا منتشر کنم تا نیمه اسفند صبر کردم و حال زمان مناسبی به نظر می رسد. این فیلمنامه نسخه اولیه است و در برخی سکانسها با فیلم به نمایش درآمده مقداری متفاوت است.

مطالعه یک فیلمنامه در دو حالت رخ می دهد: قبل از مشاهده فیلم  و یا بعد از مشاهده فیلم. من به شخصه از هر دو حالت لذت می برم اما در حالت اول و با توجه به اینکه شما تصوری از شخصیتها و رفتارشان ندارید خاص‌تر است و در هنگام مشاهده فیلم به شما کمک خواهد کرد تا برخی صحنه ها را راحت‌تر متوجه شوید زیرا در فیلمنامه شرح کاملتری از صحنه ها وجود دارد.

در ذیل نسخه سبک فیلنامه را مشاهده می کنید. اگر تمایل به دریافت نسخه با کیفیت بالایی از فیلمنامه را دارید از لینک زیر استفاده نمایید:

حذف شد

صحنه هایی از فیلم “کشتی گیر” که خاطر ایرانیان را آزرد

دوشنبه, اسفند ۱۲م, ۱۳۸۷ |

 

۱٫

فیلم کشتی گیر(The Wrestler) ساخته دارن آرنوفسکی و محصول ۲۰۰۸ است که امسال شیرطلایی جشنواره ونیز را از آن خود کرد و در اسکار امسال نیز نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای “میکی رورک” بود که آنرا به شان پن برای “میلک” باخت.

۲٫

داستان فیلم بسیار معمولی است. کشتی گیر پیر و بیماری که برای خارج شدن از زندگی مذبوحانه خود(در قیاس با گذشته اش) تصمیم می گیرد که به نبرد آیت الله برود. آیت الله کشتی گیری سیه چرده و مثلاً ایرانی است!  کشتی گیران این فیلم اصطلاحاً کشتی کج بازی می کنند و ایران بازیکنی در این زمینه ندارد و ظاهراً هیچ‌وقت نداشته است!

۳٫

در سکانسهای پایانی این فیلم و در صحنه های نبرد، آیت الله را می بینیم که عبا و چفیه به دوش و با در دست داشتن پرچم ایران به رینگ وارد می شود! چند باری با پرچم مانور می دهد و در دقایق پایانی نبرد با تصور پیروز شدن بر میکی رورک(شخصیا اصلی) با میله پرچم به جانش می افتد و ناگاه رورک برمی خیزد و با زمین زدن آیت الله میله پرچم را می شکند و این در حالی است که تماشاگران یکصدا فریاد می زنند: آمریکا آمریکا !

۴٫

از زمان اتمام ساخت این فیلم صدای ایرانیان درآمد و در راس آنها جواد شمقدری(مشاور هنری رییس جمهور) به این اقدام اعتراض کرد و آنرا توهین به ملت ایران دانست.

۵٫

کاملاً مشهود است که نام “آیت الله” و “عبا” و “چفیه” و “پرچم ایران” به دلایلی غیرهنری به فیلم اضافه شده اند و حتی ایرانی بودن شخصیت آیت الله و نامش هیچگونه ربط منطقی به فیلم ندارد. آرنوفسکی فیلمسازی مستقل است که فیلمهای کم خرج اما عالی می سازد که نمونه متاخرش “مرثیه ای برای یک رویا بود”. در فیلمهای قبلی این فیلمساز هیچگونه نشانه سیاسی دیده نمی شود و حضور چنین صحنه های در فیلم موید اضافه شدن اجباری این صحنه ها به فیلم است حال آنکه مستقل بودن این سینماگر و کم خرج بودن نسبی فیلمهایش این گمان را سست نشان می دهد. عجیب است که چرا باید در این فیلم چنین نشانه های موجود باشد!

۶٫

دو صحنه با کیفیت از این فیلم را کپچر کرده بودم و در یوتوب، گوگل ویدیوو دیلی میشن آپلود کردم، اما هر سه تا فایلها را به دلیل نقش کپی رایت حذف کردند. به ناچار در رپیدشیر آپلود کرده ام که لینکها در انتهای مطلب موجود است. این دو صحنه را با کیفیت پایین  مشاهده کنید: 

 

 

صحنه ورود آیت الله و میکی رورک به رینگ:

http://rapidshare.com/files/204380549/koshtigir_2.www.00397.com.avi

صحنه شکستن میله پرچم:

http://rapidshare.com/files/204380547/koshtigir.www.00397.com.avi

و اینک اسکار هشتاد و یکم

دوشنبه, اسفند ۵م, ۱۳۸۷ |

  اسکار هشتاد و یکم، صبح امروز در حالی آغاز شد که بسیاری از برگزیدگان این دوره اسکار قابل پیش بینی بودند. کیت ویسنلت، هیث لجر، میلیونر زاغه نیشین بختهای مسلم اسکار بودند که آکادمی با آن اعضای مرموز و ناشناخته و احتمالاً فسیلش! امسال نیز روال همیشگی خود را ادامه داد و به اسکاری ها اسکار داد!

 

 

 

بهترین فیلم: میلیونر زاغه نشین

 

سایر نامزدها:

سرگذشت عجیب پنجامین باتن، فراست/نیکسون، میلک، کتاب خوان

بهترین کارگردان: دنی بویل (میلیونر زاغه نشین)

سایر نامزدها:

استیفن دلدری (کتاب خوان)، دیوید فینچر (سرگذشت عجیب بنجامین باتن)، ران هاوارد (فراست/نیکسون)، گاس ون سنت (میلک)

بهترین هنرپیشه مرد نقش اصلی: شان پن (میلک)

سایر نامزدها: ریچارد جنکینز (میهمان) ، فرانک لانگلا (فراست/نیکسونبراد پیت (سرگذشت عجیب بنجامین باتن)، میکی رورک (کشتی گیر)

 

بهترین هنرپیشه نقش اصلی زن: کیت وینسلت (کتاب خوان)

سایر نامزدها:

ان هداوی (ریچل عروسی می کند)، آنجلینا جولی (Changeling) ، ملیسا لئو (رودخانه یخزده)، مریل استریپ (شک)

 

بهترین هنرپیشه نقش مکمل مرد: هیت لجر (شوالیه سیاه)

سایر نامزدها:

جاش برولین (میلک)، رابرت داونی جونیور (توفان حاره ای)، فیلیپ سیمور هافمن (شک)، مایکل شنون (جاده انقلابی)

بهترین هنرپیشه نقش مکمل زن: پنه لوپه کروز (ویکی کریستینا بارسلونا)

سایر نامزدها:

ایمی آدامز (شک)، ویولا دیویس (شک)، ترجی پی هنسون (سرگذشت عجیب بنجامین باتن)، ماریسا تومی (کشتی گیر)

 

بهترین فیلم خارجی: عزیمت (ژاپن)

سایر نامزدها:

روانچه (اتریش)، کلاس (فرانسه)، گروه بادر ماینهوف (آلمان)، والس با بشیر (اسرائیل)


یافتن مطالب :